چند ساله انقلاب انقلابی انتخابات رهبر انقلاب

چند ساله: انقلاب انقلابی انتخابات رهبر انقلاب اخبار سیاسی و اجتماعی

گت بلاگز اخبار فرهنگی و هنری ولی روزانه هزینه‌هایی دارم! , من یک هنرمندم

نقاش ها «تابلو» می کشند. موسیقیدان ها «ساز» می نوازند. بازیگران به روی «صحنه» می روند. مجسمه سازها «سنگ» را می تراشند. تابلوها به دیوارها آویخته می شوند. نوای

ولی روزانه هزینه‌هایی دارم! , من یک هنرمندم

من یک هنرمندم؛ ولی روزانه هزینه هایی دارم!

عبارات مهم : زندگی

بیایید کمی منطقی باشیم!

نقاش ها «تابلو» می کشند. موسیقیدان ها «ساز» می نوازند. بازیگران به روی «صحنه» می روند. مجسمه سازها «سنگ» را می تراشند. تابلوها به دیوارها آویخته می شوند. نوای سازها به دوردست ها می رود؛ قلبی را شاید به تپش بیندازد. صحنه از حرکت پاها به لرزه می افتد. سنگ ها پیکره هایی می شوند؛ جان می گیرند.

ولی روزانه هزینه‌هایی دارم! , من یک هنرمندم

ساعت دیواری وقت را اعلام می کند. نقاش دست از کار می کشد.

موسیقیدان سازش را به زمین می گذارد. بازیگر صورتش را پاک می کند و به منزل می رود. مجسمه ساز چکشش را روی میز می گذارد. زندگی دیگری برایشان شروع می شود، مثل همه مردم دیگر. با همان تعاریف و با همان نیازها. جایی نوشته بود «نباید هنر را با پول درآمیخت». البته که ارزش هنر بالاست، ولی این بدان معنا نیست که مایحتاج زندگی هنرمند خودبه خود تامین می شود. او نیز مانند دیگران باید هزینه هایی را بپردازد. حتی شاید زیاد از دیگران. چون تهیه مواد اولیه جهت کار، خودش بخش بزرگی از نیازهای او است.

نقاش ها «تابلو» می کشند. موسیقیدان ها «ساز» می نوازند. بازیگران به روی «صحنه» می روند. مجسمه سازها «سنگ» را می تراشند. تابلوها به دیوارها آویخته می شوند. نوای

یک هنرمند مانند هر انسان دیگر باید جهت تامین زندگی اش چیزی به اسم «پول» پرداخت کند. او جهت فراگرفتن هنرش باید هزینه کند. او هم مانند دیگران ازدواج می کند، فرزند دار می شود، گاهی نیاز به معالجه و درمان دارد و جهت آینده اش باید بعد اندازی داشته باشد. بعد او را درک کنیم!

بسیاری از کسانی که وارد این راه می شوند، هر لحظه از عدم امنیت مالی و اقتصادی در کارشان دچار نگرانی اند. «اگر تابلوهایمان فروش نرفت…؟ اگر دست ساخته هایمان مشتری نداشت…؟ اگر از کتابی که نوشتیم استقبال نشد…؟ اگر فقط چند صندلی از سالن نمایش پر شد، و بقیه خالی ماند…؟ و…» بعضی ها صبورند و این شرایط سخت را پذیرفته و تحمل می کنند. کارشان را بدون در نظر گرفتن این دغدغه ها ادامه می دهند. به احساس و علاقه خود -همان هنرشان- متعهدند.

اما گاهی شرایط سخت تر از چیزی می شود که فکرش را کنید. گاهی مجبور می شوند رها کنند و به دنبال شغل دیگری بگردند، کاری که دوست ندارند و این هر روز فرسوده ترشان می کند.

ولی روزانه هزینه‌هایی دارم! , من یک هنرمندم

در نهایت این هنرمند است که تصمیم می گیرد یکی از این دو راه را گزینش کند. این تصمیم گیری، موقعیت های جدیدی را جهت او فراهم می کند. ولی باید بدانیم مدت هاست که رفته رفته شرایط زندگی از نظر اقتصادی جهت بازیگران و صورت های معروف مساعدتر شده است هست. به این ترتیب به نظر می رسد در آینده هم این شرایط، بهتر از دورانی باشد که ما در آن زندگی می کنیم.

دغدغه های مالی هنرمندان، نحوه مدیریت و راه حل آنها جهت برطرف کردن آن، عنوان جالب و قابل بحثی هست. سوالاتی که در این زمینه مطرح می شود از این دست است: آیا از راه هنر می توان درآمد داشت؟ زندگی فارغ التحصیلان رشته های هنر چطور می گذرد؟ آیا پرسشها مالی باعث شده است به این فکر بیفتند که هنر را کنار بگذارند و شغل دیگری با درآمد زیاد گزینش کنند؟ چقدر جهت ماندن می توان صبور بود؟

نقاش ها «تابلو» می کشند. موسیقیدان ها «ساز» می نوازند. بازیگران به روی «صحنه» می روند. مجسمه سازها «سنگ» را می تراشند. تابلوها به دیوارها آویخته می شوند. نوای

برای پیدا کردن جواب، باید این سوالات را تنها از کسانی پرسید که از این راه عبور کرده اند. زوج های هنرمند زیادی وجود دارند که بودن در راه هنر را عالی ترین روش جهت زندگی خود دانسته اند و تلاش کرده اند از همین راه به دنبال تامین مخارجشان باشند. جهت رسیدن به پاسخ هایمان با چندینه زوج هنرمند گپ وگفتی کردیم و از آنها راجع به گذشته و حالشان پرسیدیم و راهی را که گذرانده اند جویا شدیم.

شهروند

ولی روزانه هزینه‌هایی دارم! , من یک هنرمندم

واژه های کلیدی: زندگی | هنرمند | هنرمند | هنرمندان | اخبار فرهنگی و هنری

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs